حسين پناهي دژكوه در 6 شهريور1335 پس از اتمام تحصيل در بهبهان به توصيه و خواست پدر براي تحصيل به مدرسهٔ آيتالله گلپايگاني رفت و بعد از پايان تحصيلات براي ارشاد و راهنمايي مردم به محل زندگياش بازگشت. چند ماهي در كسوت روحانيت به مردم خدمت كرد. حسين پناهی به تهران آمد وی با توجه به گذراندن دوره روحانیت و صلاحیت مذهبی به عنوان یکی از اعضای شورای طرح و برنامه، فیلم وسریال تلویزیون در شبکه اول ،مشغول به کار شد و با داوود میر باقری که وی هم از اعضای مکتبی ان شورا بود، همکاری موثری داشت و بعد از چندی با اشنایی و رفقات نزدیک با کارگردان ها و تهیه کننده تلویزیون و علاقه اش به این حر فه به این راه کشیده شد.
پناهي بازيگري را نخست از مجموعه تلويزيوني محله بهداشت آغاز كرد. وسپس در کار های داوود میرباقری که وی هم به دلیل حساسیت شغلش رو به نویسنده گی و کار گردانی در تلویزیون اورده بود در کار های وی همکاری موثری داشت و سپس چند نمايش تلويزيوني با استفاده از نمايشنامههاي خودش ساخت كه مدتها در محاق ماند.
با پخش نمايش «دو مرغابي در مه» از تلويزيون كه علاوه بر نوشتن و كارگرداني خودش نيز در آن بازي ميكرد، خوش درخشيد و با پخش نمايشهاي تلويزيوني ديگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.
نمايشهاي دو مرغابي در مه و يك گل و بهار كه پناهي آنها را نوشته و كارگرداني كرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلويزيون پخش شد. در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد، او يكي از پركارترين و نوآورترين نويسندگان و كارگردانان تلويزيون بود.
به دليل فيزيك كودكانه و شكننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگي و خلوصي كه از رفتارش ميباريد و طنز تلخش بازيگر نقشهاي خاصي بود. اما حسين پناهي بيشتر شاعر بود. و اين شاعرانگي در ذرهذره جانش نفوذ داشت. نخستين مجموعه شعر او با نام من و نازي در 1376 منتشرشد، اين مجموعهٔ شعر تاكنون بيش از شانزده بار تجديد چاپ شد و به شش زبان زندهٔ دنيا ترجمه شدهاست.
وي در14 مرداد 1383 و در سن ۴۹ سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت و در زادگاهش، شهر سوق، به خاك سپرده شد.يغما گلرويي در يادداشتي در صفحه شخصياش در فيسبوك مرگ پناهي را بر اثر خودكشي از طريق زدن رگ دانستهاست.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر