توسط
طرف دوستمه، از جنس مخالف! بهم گفت ننویس. گفتم اینجا خارجه دلم هر چی بخواد مینویسم! گفت: خارج هم حساب کتاب خودشو داره! آخرش پس من برنیامد و من نوشتم.
میدونم که خیلی ها خوششون نمیاد، خیلی ها منتشرش نمیکنن و خیلی ها هم اگه منتشر بشه پایینش تو بخش اظهار نظرها فحش مینویسن، که خوشبختانه مدیران تارنما پاکش میکنن! اینجوریش دیگه خیلی حال میده میدونی که مینویسی بدون اینکه فحش مستقیم بخوری!
داشتم دیشب تو شبکه باهاش چت میکردم، گفتگو به حقوق زنان کشید. بهش گفتم خانوم خوشگل فمینیست چی میخواهین؟ سقف خواسته تون چیه؟ مگه نمیگی من هم باید از حقوق زنان و مادرم و دخترم دفاع کنم؟!
خوب بگو این حقوق چیه تا من هم بنویسم و دنبالت تو راهپیمایی ها راه بیوفتم و حقتون (-مون) رو بگیریم.
هی این شاخه اون شاخه میپرید. میگفت اینو گرفتن و فلانی الان اوینه و .....
بهش گفتم: خوشگلم، کاری به ملاها و حکومتشون ندارم. من مرد ایرانی باید بدونم تو زن ایرانی چه حقی داری، بعد ازش دفاع کنم. خوشبختانه با این یکی موافق بود.
بهش قبولوندم که شرایط زنان در ایران حتی الان و با همه فشار حاکمین دینی تقریبا از همه کشورهای همسایه حتی ترکیه بهتره. باز هم این رو قبول کرد اما نمیتونست به من حالی کنه که این حقوق زنان که من باید ازش دفاع کنم چیه؟
بهش گفتم: مشکل ازاله یا نگاه داشتن بکارت است؟
گفت: اره یکیش اینه. میخواست با دلیل علمی به من اثبات کنه که بکارت بده و اله و بله!
گفتم: خوشگلم، دلیل نمیشه چون تو نداری بگی بده! خیلی از دختر های ما دارند و نظر آنها هم شنیدنی. حرف حساب من برو برگرد نداشت مساله شخصی بود. هر چند به شوخی در جواب مستندات علمی ایشون با لهجه قشنگم بهش تیکه انداختم که چطور پرده دیافراگم و گوش رو خدا رو حساب کتاب آفریدس این یکیش بدرد نخوره وا الکی بودس؟
غش کرد از خنده!
گفت: این مساله میراث و قوانین ناعادلانه اسلامی. تمامی حرفهاشو تایید میکنم. قوانین باید اصلاح بشه البته به نظر من مهریه و نفقه هم باید از گردن مرد ساقط بشه!
گفت: تو چقدر زن ستیزی! زن بیچاره شوهره طلاقش میده چیکار کنه؟ اونهم با شما مردهای بدرد نخور ایرانی!
خیلی راست میگفت. گفتم: باشه! به خاطر شما اونجاشو به حرف علامه مجلسی گوش میکنیم! میراث را به شیوه غربی و مهریه و نفقه را اسلامی حساب میکنیم!
گفت: مسخره! راستش خودشم میدونست داره چرت میگه. توپ رو انداخت تو مسائل خانوادگی.
گفت: نباید بچه ها رو بعد طلاق بدن پدر، بچه مادر میخواد.
۱۰۰% باهاش موافقم، بچه رو میدیم به مادر. بهش میگم بچه های طلاق تو همین خارج هم معمولا آدم های بدرد نخوری میشن (توهین نیست) که اونهم موافق بود.
کلا این دوست دختر من اندیشه های غربی داره و من خیلی دوستش دارم و بهش افتخار میکنم. تحصیلکرده، خانواده دار و از همه مهمتر پولدار.
دیر وقت بود و میخواستم بخوابم، بهش گفتم: چرا آخر هفته نمیایی شهر ما؟ هم قشنگه و هم میتونیم از نزدیک و بهتر صحبت کنیم.
گفت: من دانشجو ام و هزینه هتلم زیاد میشه!
گفتم: خوب بیا خونه من.
گفت: اوا ! خاک عالم. ما که زن و شوهر نیستیم! من فقط وقتی میام خونت که بخواهیم با هم زندگی مشترک کنیم!!
گفتم: باشه من آماده زندگی مشترک هم هستم، اما به شیوه غربی.
گفت: یعنی چی؟
گفتم: هان! یعنی ۵۰% هزینه ها رو میدی، چیزی هم رو کاغذ بینمون رد و بدل نمیشه، هر چی هم از قبل هر کی داشته مال خودشه. هر کی هم از بانک وام بگیره باید خودش پول بانک رو پس بده و ...
گفت: این زندگی میشه اونوقت؟
گفتم: پ ن پ ! حقوق زن رو برا من تعریف کن، بعدش برابری حقوقو بسنجیم! گفتم حالا کی میایی پیش من؟
گفت: رابطه جنسی بعد ازدواج ایرانی- سنتی! من خونواده میخوام، مثل همون خونواده ای که توش بزرگ شدم.
گفتم: خوشگلم اینها که شما میگی قشنگه اما شما که لااقل یک بار از اون قاعده عبور کردی، چرا؟
خلاصه ناراحت شد و گفت: آزادی بوده و اختیار بدنم رو داشتم!
گفتم: حالا اگه یکی پیدا شد که خیلی دوستش داشتی و طرف هم شرطش این بود که طرف مقابل باکره باشه چی؟ میدوزی؟
هیچی فکر کنم ناراحت شد و برون خط شد. من موندم و این اندیشه آخر! چه واپسگرایی است این جامعه ما دخترکانمان را به چه کارها وامیدارد. از طرفی هم این سنت و فرهنگ ما اگه بده چرا پس همه مردم ما دنبال پیاده کردنش هستن!
زنگ زدم به یکی از دوستام که خانومش فرنگی است. گفتم: فلانی ماجرا اینگونه است، نظر شما چیه؟
خندید و گفت: والا خانوم ما هم که خارجکی است، ازدواج کرده با ما کلی هم راضیه!
از خانومش نقل کرد برام که: آزادی همینجا تو غرب و فرنگ هم بها داره و هزینه! خانومش میگفته: اگه آزادی جنسی خواست کسی [چه مرد چه زن] دیگه سخته خانواده هم تشکیل بده!
این جواب قانعم کرد، مساله شخصیه!
محمد محب علی
اسلو نروژ
منبع: گویا

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر