محمد مصطفایی، وکیل مدافع سکینه محمدی آشتیانی که اینک در خارج از ایران بهسر میبرد، در یادداشتی با اشاره به وضعیت پرونده موکلش، رئیس قوه قضاییه را فردی میخواند که «از کشتن انسانها لذت خاصی میبرند» و «از زمانی که پا به دستگاه قضاییه گذاردند و بر مسند ریاست قوه قضاییه نشستند، شروع به کشتن شهروندان ایرانی به بهانههای مختلف کرده، در ماه صدها نفر بی گناه را به پای چوبه دار برده است».
انسانکشی در ذات و کنه مسوولین جمهوری اسلامی به خصوص رییس قوه قضاییه کنونی است. این خصوصیت از زمان حکومت جمهوری اسلامی ایران در ایران زمین وجود داشته و حال به اوج خود رسیده است. آقای لاریجانی از زمانی که پا به دستگاه قضاییه گذاردند و بر مسند ریاست قوه قضاییه نشستند، شروع به کشتن شهروندان ایرانی به بهانههای مختلف کردند. در ماه صدها نفر بی گناه را به پای چوبه دار برده و بی آنکه آنان را از داشتن یک دادرسی عادلانه و منصفانه برخوردار کنند، ناجوانمردانه به قتل رساندند. دست و پای دهها نفر را بیرحمانه قطع کردند. ایشان از کشتن انسانها لذت خاصی میبرند به همین دلیل برادرشان در مصاحبههای خود کشتن انسان و قطع دست را لذت بخش میدانند و یقینا هیچ لذتی برای ایشان و برادرانش همچون سنگسار کردن نیست.
زمانی که ریاست قوه قضاییه تمایل شدید به جان گرفتن انسانها و اعمال مجازاتهای غیر انسانی در خفا و ملا عام داشته باشند، مطمنا برخی از کسانی را که به کار مهم و حساس قضا که با زندگی و حیات افراد سر وکار دارند میگمارند نیز خوی و خصلت وی را خواهند داشت و اگر چنین نباشد آقای لاریجانی میتوانند وی را از کار در دستگاه قضایی برکنار کنند.
گفته شده است که آقای شریفی منتظر هستند که آقای لاریجانی حکم سنگسار موکلم خانم سکینه محمدی آشتیانی را به اعدام تبدیل نموده و حکم تبدیل شده را به اجرا در آورند. در این خصوص نظر هموطنان و خوانندگان عزیز را به نکات زیر جلب مینمایم و درخواست میکنم تا جایی که در توان دارند از این زن بیپناه و نیز دیگر شهروندانی که پروندههای مشابه داشته و در شرایط بحران قرار دارند حمایت نمایید.
۱. تا جایی که به صورت موثق اطلاع دارم، به خانم سکینه محمدی وعده داد شد تا چنانچه در روبروی دوربین قرار گرفته و آنچه مامورین امنیت و اطلاعات میگویند را به زبان آورد، دیگر جانش در معرض خطر قرار نخواهد گرفت. این وعده و وعید توام شد با اعطای مرخصی به این زن بی چاره که هیچ پشتیبان و همراهی نداشته است. ایشان نیز مجبور شدند روبروی تلوزیون حاضر شده و مطالبی را که فاقد صحت و واقعیت است را به زبان آورد. وزارت اطلاعات در این مرحله هر سو استفاده ای که لازم بود را از این زن بی چاره کرد وبارها در برنامه هشت و سی با حیثیت و آبروی این زن و فرزندش بازی کرد. البته این رویه معمول حکومت جمهوری اسلامی است که از صدا و سیما برای توجیه اعمال برخلاف انسانیت خود سواستفاده کند.
۲. اینکه دستگاه قضایی مجازات سنگسار را به مجازات اعدام تبدیل کند، هم از لحاظ قانونی قابل توجیه نیست و هم از لحاظ عدالت کیفری و نیز اخلاق و انسانیت قابل توجیه و پذیرش نیست. از همان زمانی که متوجه شدم خانم سکینه محمدی بی گناه است، به هر دری زدم تا دستگاه قضاییه دست از جان این زن بی گناه بردارد و در نهایت زمانی که مسولین دستگاه قضایی را پایبد به اجرای این حکم وحشیانه دیدم، از جامعه بین المللی خواستار یاری و حمایت از این زن و دیگر محکومین به سنگسار شدم. تا جایی که از خویشاوندان خانم سکینه محمدی شنیدم که قرار است تنها مجازات ده سال حبس اعمال شود. چرا که ایشان خواسته مامورین امنیت را بر اورده کرده است.
۳. اگر قرار بر این باشد که به محکوم به سنگسار تخفیف داده شود، تنها میتوان حکم سنگسار را به مجازات های دیگر غیر از مجازات مرگ تبدیل کرد و تبدیل کردن مجازات سنگسار به اعدام نه تخفیف است و نه قانونی است. در سالهای که آقای شاهرودی ریاست قوه قضاییه را بر عهده داشت، ایشان بارها مجازات کسانی را که به سنگسار محکوم شده بودند را به شلاق تبدیل نمودند، این رویه ، رویه پسنده ای بود . اما پس از آن دیگر فردی که به سنگسار محکوم شده بود نه تنها مجازات سنگسار معلق یا تخفیف نیافت، در خفا نیز اجرا شد. در حال حاضر افراد بسیاری وجود دارند که محکوم به سنکسار شده اند. زمانی که پرونده ای به اجرای احکام ارسال میگردد، مسوول اجرای احکام مکلف است تا مفاد حکم را اجرا کند. این تکلیف قانونی باعث میگردد تا مامور اجرای حکم نتواند احکام را به حالت تعویق در آورد به همین دلیل زمینه اجرای حکم را به صورت پنهان فراهم کرده و احکام سنگسار را اجرا میکنند. چرا که اینگونه پروندهها به صورت کاملا محرمانه و سری مورد رسیدگی قضایی قرار میگیرد. متهمین اینگونه پروندهها به دلیل فقر مالی و اطلاعات حقوقی و قضایی توان دفاع از حقوق خود را به خصوص در اختیار نمودن وکیل دادگستری ندارند و قضات نیز وکلایی را برای دفاع در این پروندهها انتخاب میکنند که دولتی بوده و به جای آنکه مدافع متهم باشند مدافع حکومت هستند.
۴. در حال حاضر خانم سکینه محمدی آشتیانی محروم از داشتن وکیل دلدگستری است. پس از خروجم از ایران با بسیاری از وکلای دادگستری در رابطه با پذیرش وکالت این پرونده صحبت کردم و چند نفر از همکارانم آمادگی خود را برای دفاع از این زن بی چاره اعلام کردند ولی هر کدام که به دادگستری تبریز مراجعه کردند با تهدید مسوولین دستگاه قضایی مواجه شدند.
به هر تقدیر خانم سکینه محمدی هم اکنون در دام دستگاه قضاییه ای افتاده است که رییسش بی رحم ترین انسان بر روی زمین است. این شخص به راحتی و با خونسردی و به نام اسلام و برای رهبری انسان میکشد و بعید نیست که دستش را به خون موکلم آلوده کند. اما باید بداند که چرخ گردون همیشه به کام او نخواهد چرخید و روزی میبایست در قبال جنایاتی که مرتکب میشود پاسخکو باشد. با تمام این تفاصیل، منصفانه و عادلانه نیست که در چنین شرایطی برای این زن بی نوا نقشه اعدام کشیده شود و او اعدام گردد.
بنابراین از تمام کسانی که قدرتی در دستگاه قضاییه دارند و بویی از انسانیت برده اند درخواست میکنم که نگذارند بیش از این موکلم و افرادی همانند ایشان زجر بکشد و نگذارند با آبرو و حیثیت کشور ایران در سطح بین المللی اینگونه بازی کنند.
مطمن هستم چنین انسان هایی وجود دارند..

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر