۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

رئیس جمهور سابق ایران : خلاق هستید، داستان‌نویس خوبی می‌شوید




رئیس جمهور سابق ایران در پاسخ به نامه یک جوان فعال سیاسی، که در آن روایت یک روز بازجویی خود در بند ۲۰۹ اوین را شرح داده است، از وی خواسته که با توجه به داشتن «قریحه‌ای خوب در هنر و خلاقیت‌های هنری» با «مطالعه آثار ادبی» و «خواندن رمان‌های سنگین و آغاز کردن با نوشتن داستان‌های کوتاه» آثار ارزنده‌ای را خلق کند.
به گزارش وب سایت کلمه، یک فعال سیاسی که به تازگی از زندان آزاد شده است، در نامه‌ای که مهرماه گذشته برای «سید محمد خاتمی» ارسال کرده، یک روز از بازجویی خود را شرح داده است. او در ابتدای این نامه که در سالروز تولد سیدمحمد خاتمی به وی تقدیم کرده، نوشته است:
«آقای خاتمی عزیز، بعضی خاطرات برای آدم همیشه یک راز می‌مانند. رازهایی که تو ناگزیر از سرکوب آن‌ها هستی. مترصد فرصتی بودم تا داستانی را که برای من از این رازهاست به شما هدیه کنم و چه فرصتی مناسب‌تر از سالروز تولد شما. تقدیم به شما که محرم راز‌ها و دردهای این مردمید.»
به گزارش کلمه، چند روز بعد سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور اصلاحات در پاسخ به این جوان یادداشتی به شرح زیر برایش ارسال می‌کند:
«متن جذاب و در عین حال تکان دهنده بود. آنچه در خور توجه است اینکه شما علاوه بر روشن بینی، تعهد و پایداری در خور تحسین که هزینه آن را نیز با بزرگواری پرداخته‌اید، داری قریحه‌ای خوب در هنر و خلاقیت‌های هنری هستید که اگر انشالله نسبت به تعمیق و بسط آن اهتمام کنید می‌توانید آثار ارزنده‌ای را نیز داشته باشید.
مطالعه آثار ادبی نویسندگان و داستان نویسان و خواندن رمانهای سنگین و آغاز کردن با نوشتن داستانهای کوتاه انشالله می‌تواند منشا پدید آمدن آثار ارزنده خواهد بود.
سیدمحمد خاتمی»
در بخشی از روایت تقدیم شده به خاتمی آمده است:
«بیانیه کار کی بود؟» جواب می‌دهم: «نمی‌دونم، من هم تو سایت‌ها خوندم.» با سیلی به صورتم می‌کوبد. بلند‌تر می‌پرسد: «پرسیدم بیانیه کار کی بود؟» من هم جوابم را تکرار می‌کنم. ضربه سنگین دستش که به پشت سرم برخورد می‌کند مرا به جلو پرتاب می‌کند. چشم بند دارم. نمی‌توانم تصور کنم قرار است ضربه بعدی به کجای سرم بخورد! داد می‌زند: «کار بیانیه را کی انجام داد؟» کوتاه می‌گویم:» نمی‌دونم.» این بار خیلی محکم با مشت به صورتم می‌کوبد. تصور می‌کنم صورتم پر از خون شده است. دستم را مقابل صورتم می‌گیرم اما از خون خبری نیست. با کنایه می‌گوید:» نگران نباش طوری می‌زنم که جای دستم نمونه.
نکته قابل توجه در این میان آن است که خواندن شرح شکنجه و بازجویی‌های یک انسان در زندان چه ارتباطی با مطالعه آثار ادبی و رمان‌های سنگین برای رئیس جمهور اصلاحات داشته است؟
متن کامل نامه را می‌توانید از اینجا بخوانید.

هیچ نظری موجود نیست: