زمانی که دشمن حمله کرد و کشورمون واشغال کرد . همه سراسیمه به جبهه ها شتافتند ازخطه آذربایجان هم فردی که اسمش مهدی بود! میره جبهه فرمانده میشه و میخواستن
عملیات کنن میره میزنه به صف صدام و تا غرب دجله میره... چند روز بعد
نیروهاش محاصره میشن، کنار سربازاش میمونه و تا آخرین قطره خونش می جنگه...
وقتی زخمی بوده میخوان برش گردونن قایقشو تو آب میزنن و جسدش رو دجله می
بره با خودش تا طبق وصیتش حتی یه وجب هم از خاک این دنیارو نگیره ...پارسال
هم زن و دخترش رو به جرم اقدام علیه امنیت ملی! میبرن حبس و کتک و
بازجویی...
روحت شاد آقا مهدی باکری...
روحت شاد آقا مهدی باکری...


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر