روز گذشته
سردار حسین علایی از فرماندهان سابق سپاه در یادداشتی کنایهدار به طور
تلویحی رفتار علی خامنهای را با شاه سابق ایران مقایسه کرد. شاید بتوان
این نامه را آغازگر روند جدیدی در نامهنویسی افراد نزدیک به حاکمیت قلمداد
کرد که در هراس از رویارویی مستقیم با نظام، از این پس چنین رویهای درپیش
گیرند.
اگرچه در تاریخ
جمهوری اسلامی کسانی چون سعیدی سیرجانی و دیگران به رهبر جمهوری اسلامی
نامههای انتقادی نوشتهاند؛ اما شاید بتوان محمد نوریزاد را بهعنوان
سمبل این حرکت اعتراضی قلمداد کرد؛ چراکه او با نگارش ۱۷ نامه انتقادی به
علی خامنهای؛ از دیگران نیز دعوت کرد تا در این مسیر او را همراهی کنند.
یکی از کسانی که آقای نوریزاد در نامهی
شانزدهم خود صراحتا نام او را برد و از وی خواست تا به کمپین نامهنویسی به
رهبر جمهوری اسلامی بپیوندد، سردار حسین علایی از فرماندهان پیشین سپاه
بود که وی نیز پس از سههفته با انتشار یادداشتی به درخواست نوریزاد
تلویحا پاسخ مثبت داد.
حسین علایی، رئیس سابق ستادکل نیروهای مسلح و
فرمانده نیروی دریایی سپاه در زمان جنگ است. وی که از دوستان پدر محسن
روحالامینی است، نخستین بار با روایت مرگ محسن روحالامینی از زبان پدر
او، انتقادهایی تلویحی از نظام کرد. اما اینبار او با نگارش نامهای در خصوص ماجرای ۱۹ دیماه سال ۱۳۵۶ قم، آشکارا به مقایسه خامنهای و محمدرضا شاه پرداخته است.
سردار علایی در این یادداشت پرسشهایی را از
زبان شاه سابق ایران مطرح کرده و نوشته است شاید اگر شاه سابق ایران اندکی
زودتر به این سوالات میپرداخت کارش به فرار از کشور نمیرسید.
علایی در مطلب خود با نقب زدن به تاریخ و
ارجاع مخاطبان به مقاله «ارتجاع سرخ و سیاه علیه آیتالله خمینی» که در سال
۵۶ منتشر، و منجر به اعتراضات خیابانی مردم شد نوشته است اگر شاه سابق
ایران اعتراضات را میشنید و آن را به خارجیها نسبت نمیداد مردم هیچگاه
مستقیما شاه را خطاب مخالفتهای خود قرار نمیدادند.
به گفتهی علایی تداوم رفتارهای خشن حکومت
شاه و سرکوب شدید اعتراضات باعث شد که مردم لبه تیز مخالفتهای خود را
متوجه شخص شاه بکنند.
این فرمانده سابق سپاه سپس با تنظیم هفت
پرسش احتمالی از زبان شاه دست به مقایسه خامنهای و شاه زده و نوشته است که
«این پرسشها میتواند برای سایرین تجربهای مهم و عبرتآموز باشد.»
علایی در این پرسشها از واژههایی استفاده
کرده است که واژههای منحصر به علی خامنهای است. واژههایی چون «دخالت
خارجیها، اردوکشیهای خیابانی و ..»
وی از زبان شاه سابق ایران نوشته است: «اگر
به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمتآمیز را میدادم و آنها را متهم به
اردو کشی و زورآزمایی خیابانی نمیکردم، مسئله خاتمه نمییافت؟؛ اگر به
مأمورین دستور میدادم که به تظاهرکنندگان تیراندازی نکنند و هوشمندانه و
با تدبیر آنها را آرام کنند، نتیجه بهتری نمیگرفتم؟؛ آیا اگر به جای حصر
کردن بعضی از بزرگان در خانههایشان و تبعید تعدادی دیگر به سایر شهرهای
دوردست و زندانی کردن فعالین سیاسی، باب گفتگو و مراوده با آنها را باز
میکردم کار به فرار من از کشور میانجامید؟»
سردار علایی در پایان مطلب خود نیز چنین
نوشته است: «دیکتاتورها برای خود حق ابدی حاکم بودن بر مردم قائل هستند و
در زمانی که در کاخ سلطنت با همراهان متملق و چاپلوس احاطه شدهاند فرصت
طرح این سوالات را ندارند.»
اما یادداشت حسین علایی شاید بتواند آغازگر
روندی برای نزدیکان قدرت باشد. این افراد اگرچه مخالف اقدامات علی خامنهای
هستند؛ اما همواره از بیم رویارویی مستقیم با نظام، سخنان خود را به کنایه
و ایهام بیان میکنند.
برای مثال احمد پورنجاتی که از مدیران ارشد و
سابق نظام بوده است، همواره در صفحه شخصی فیس بوک خود چنین سخنانی را با
کنایه بیان میکند و یا بسیاری از افراد دیگر که عمدتا از اصلاحطلبان به
شمار میروند، اما به دلیل گذشته پرنقد خود و نیز واهمه از مجازاتهای
احتمالی، به کمپین نامهنویسی نوریزاد نپیوستهاند؛ اگرچه آقای نوریزاد
در نامه شانزدهم خود صراحتا گفت که این افراد در پشت پرده نظر دیگر دارند.
یادداشت آقای سردار علایی خشم محافظهکاران را برانگیخته است و در اولین واکنش نویسنده «آهستان»
با یادداشتی پرخاشگرانه و سرشار از توهین و عصبانیت نوشته است: «وقتی کسی
چشمش را میبندد و ساختار معیوب، استکباری، استبدادی، کودتایی، نامشروع و
غیر مردمی رژیم پهلوی را با جمهوری اسلامی مقایسه میکند، یعنی کور است.
حالا اسمش نخبه باشد، یا غیر نخبه. سردار باشد یا غیر سردار.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر