۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

حکایت یک مسافر از ایران بر گشته

 
مسافری که از ایران آمده است می‌گوید مردم کوچه و بازار تازه دارند می‌فهمند چه بر سرشان آمده است. حالا دیگر جوال جوال اسکناس باید ببرند به دکان بقال تا دو سیر پنیر و یک چارک ماست بخرند. برای نان سنگک هم مثل دلار و سکه طلا، قیمت رسمی تعیین شده است از قرار هر عدد پانصد تومان، اما همانطور که در بازار ارز گوش کسی به قیمت رسمی بدهکار نیست نانواها نیز نان را به کمتر از هزار تومان نمی‌فروشند. در نتیجه، یا باید به‌نرخ نانوایی تن سپرد و یا به‌استناد نرخ دولتی با نانوا دست به‌یقه شد.حاج آقا عسگراولادی، رکن رکین اقتصاد بازار پیش‌بینی کرده است که هرگاه اوضاع بر همین منوال ادامه یابد، شش ماه دیگر قحطی خواهیم داشت.«ایسنا» گزارش می‌دهد: «در پایان جلسۀ دولت، از دیگر کسانی که خبرنگاران سؤالات زیادی از وی داشتند، ولی به‌مانند اکثر اوقات از پاسخگویی به این سؤالات خودداری کرد، عباسی رئیس سازمان انرژی اتمی بود. خبرنگاران از وی در مورد تحریم‌های اتحادیه اروپا، آمدن بازرسان آژانس و همچنین افتتاح نیروگاه بوشهر پرسیدند که او از پاسخگویی خودداری و پاسخگویی به این سؤالات را به آینده‌ای ـ که معلوم نیست چه وقت فرا می‌رسد ـ موکول کرد و به خبرنگاران گفت: همه چیز آرام و امن است! به‌دنبال این پاسخ، خبرنگاران یکصدا زمزمه کردند: همه چیز آرومه...!»امام‌جمعه موقت تهران، حجت‌الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی، با پوزخندی به ریش تحریم‌کنندگان فرموده‌اند «از ویژگی‌های انقلاب ما فرصت‌سازی است. از دل این تحریم‌ها که بیش از سی سال به کشور وارد شده پیشرفت‌های خیره‌کنندۀ هسته‌ای حاصل شده است. این تحریم‌ها تأثیر اساسی در اقتصاد ما ندارد. کشورهای اروپایی قبل از اینکه ما را تحریم کنند خودشان را تحریم کرده‌اند. بحمدالله نفت ما مشتری مستقل دارد و مشتری‌هایی که به‌طور وصف‌ناپذیر از نفت ما استقبال می‌کنند وجود دارند و ملتمسانه می‌گویند به ما بفروشید. بنابراین اتحادیه اروپا با طناب پوسیدۀ آمریکا به چاه رفت و خود را بدبخت کرد».از زبان پرزیدنت دکتر محمود احمدی‌نژاد هم بار دیگر شنیدیم که اقتصاد ایران مثل کوه ابوقُبیس استوار و محکم است و افزودند «آمریکایی‌ها سی سال است از ما نفت نمی‌خرند. حالا می‌گویند که ما نفت ایران را تحریم کرده‌ایم. کل اروپا چقدر دنیاست؟ ما حدود 200میلیارد دلار مبادلات خارجی داریم که حدود 24تای آن با اروپایی‌هاست. زمانی 90درصد تجارت ما با اروپایی‌ها بود. اما این میزان به 10درصد رسیده است. حالا خوشی زیر دلشان زده و خواهند دید که چه کسی ضرر می‌کند... سال گذشته حدود 90میلیارد دلار ذخیرۀ ارزی داشتیم و تا پایان امسال نیز بیش از 90میلیارد دلار درآمد ارزی ما است. در 9ماه سی و دو میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشتیم. تا پایان سال پیش‌بینی می‌شود که این میزان به 45میلیارد دلار برسد. 60 میلیارد دلار واردات و 135میلیارد دلار عایدات، آیا ما در کشور ارز کم داشتیم؟!»لُرها معروفند به ساده‌لوحی و اصفهانی‌ها مشهورند به زرنگی و زبان‌بازی.یک هموطن لُر مقداری ذغال بار کرد و برای فروش به اصفهان برد. در میدان کهنه اصفهان، یکی از ذغال‌فروش‌ها موسوم به حاجی هادی مشتری او شد. بعد از آن که بر سر کلیات معامله توافق کردند و به‌تراضی رسیدند، نوبت توزین رسید. حاجی ترازو را گذاشت و ذغال‌ها را وزن کرد، آنگاه کاغذ و قلم به‌دست گرفت و از بابت حساب به فروشنده گفت:ـ هالو جان، ذغالت صدتا پنجاه بود (یک چارک را در اصفهان پنجاه می‌گویند) درست است؟لُر گفت: «ها» (بله)حاجی گفت: این به صد و پنجاه، درست است. گفت «ها».حاجی گفت: ظرفت نیم من بود (نیم من معادل چهارتا پنجاه است) درست؟ گفت «ها» حاجی گفت: بسیار خوب، ذغالت صد و پنجاه، ظرفت نیم من، صد و پنجاه از نیم من کم، پنجاه طلب من!لر قدری فکر کرد. پیش خودش حساب کرد. این ور انداخت، آن ور انداخت. دید خیر، حساب حاجی درست است.حاجی گفت: چرا معطلی هالو جان؛ مگر حساب ما درست نیست؟هالو گفت: هِی حاجی، به بختِ بووات هرچه فِرک اِ کُنُم حساب درسته ولی چی مِنِ مُستِ مو نیِد! (حاجی، به بخت پدرت هرچه فکر می‌کنم حسابت درست است ولی چیزی میان مشت من نیست)! خ خبر

هیچ نظری موجود نیست: