یکی از زندانیانی که الان به صورت موقت آزاد است برایم نوشت: صبح از پلیس امنیت با من تماس گرفته اند. رفتم و تعهدنامه ای از من گرفته اند تا در هیچگونه اغتشاشی (احتمالاً راهپیمایی ۲۵ بهمن) شرکت نکنم. اما نکته ی جالب اینجا بود که وقتی به پلیس امنیت رفتم دیدم همبندیان سابق من نیز جملگی جمع بودند برای تعهد و امضا. از ما عکس و تعهد گرفته شد و در نهایت به شرطِ عدم حضور در “اغتشاشات” آزاد شدیم.
اکبر امینی هم هر روز صبح باید خودش را به پلیس معرفی کند تا خیال شان راحت باشد کسی که در راهپیمایی ۲۵ بهمن سال گذشته برای شنیده شدن صدای اعتراض خود از جرثقیل بالا رفته بود دیگر از جرثقیل بالا نمی رود. از سایه ی معترضان هم می ترسند…
تا دیروز زنان، جوانان، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و حتی شهروندان معمولی در تاکسی ها و اتوبوس های شهر پس از هر کار و گفتاری به شکل فاجعه انگیزی احساس نا امنی می کردند اما از این پس این دولت و قدرت است که بیش از ما دلش می لرزد و مردانش احساس نا امنی می کنند. کابینه کابوس اعتراض ما را می بیند، خواب بر بزرگان شهر حرام شده است. خانه قدرت نا امن شده است . احساس نا امنی از خود نا امنی کشنده تر است. اما مدت هاست احساس عدم امنیت از بدنه جامعه به بدنه ی حاکمیت منتقل شده است.
سی سال ما ترسیدیم و لرزیدیم اینک شما بلرزید»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر