۱۳۹۱ فروردین ۱۱, جمعه

هادی خرسندی و گلشیفته فراهانی


آقای خرسندی لطفا با ديد خاص خودتان بگوييد مهمترين رويداد جهان در سال گذشته چه بود؟

به نظر من همين عکس و خبر مربوط به گلشيفته فراهانی بود چون در پاريس، عروس شهرهای دنيا، ناگهان اين عکس‌ها و خبر منتشر شد و اصلا دنيا را لرزاند. يعنی ما ايرانی‌ها غافل بوديم جمهوری اسلامی لازم نيست بمب درست کند چون ما خودمان می‌توانيم به بهانه يک عکس و به بهانه يک سری ذهنيت آن چنانی دنيا را به لرزه در بياوريم.
البته اسکار گرفتن اصغر فرهادی عزيز هم بسيار شيرين بود. اگر از هزار نفر بپرسيد شايد همين را بگويند و من هم نفر هزار و يکم هستم که بگويم اتحاد و اتفاق ما ايرانی‌ها اگر کارساز و جايزه بگير نبود اما جدايی ما توانست اسکار بگيرد.

بشنو از نی چون حکايت می‌کند     وز جدايی ها شکايت می‌کند

کز خانه سينما تا مرا ببريده اند     بهر اسکارم همی بگزيده اند
دارم دراين فضا و هوای بهاری فی البداهه چيزهايی سر هم می‌کنم. ولی حالا بگذاريد از سرهم بندی شده‌های قبلی‌ام بگويم:
اصغر آقا بيا بهار آمد     تحت حفظ دو پاسدار آمد
آمد از راه ماه فروردين   از همانجا روانه شد به اوين 
عطر گل در کميته شد محکوم   منتقل شد به جای نامعلوم 
موقع بازجويی از بلبل    شد سوال از روابطش با گل
قاضی دادگاه اسلامی    تبر و داس را شده حامی
گفت ما می‌زنيم از ريشه  گل فکر و گياه انديشه
بقيه اش را از حفظ ندارم اما بار ديگر بهار را شادباش می‌گويم:
بهار می‌آيد خرم از لاله زار می‌آيد
به اميد بهار آزادی موسم انتظار می‌آيد
بزک ما به حالت هر سال باز اميدوار می‌آيد
دارد اميد اين که بلاخره کمبوزه با خيار می‌آيد
گرچه گاهيش غصه می‌گيرد بز اميد ما نمی‌ميرد
شاد باشيد. 

منبع : رادیو فردا

هیچ نظری موجود نیست: