۱۳۹۱ اردیبهشت ۸, جمعه

آیامهدی خزعلی آمده تا تنور انتخاباتی بی رونق جمهوری اسلامی را داغ کند؟!




اگر تصور میکنید کیهان، رجا نیوز، فارس و یا ایرنا در صف مقدم تبلیغات حکومتی برای تشویق مردم به شرکت در دور دوم انتخابات مجلس قرار دارند سخت در اشتباهید. مهدی خزعلی خود یک تنه و به شکل خستگی ناپذیر و شبانه روزی در حال کشیدن جور رسانه‌های حکومتی است و این مسئولیت خطیر را بر عهده گرفته است! مهدی خزعلی از دو هفته پیش تاکنون و در راستای منافع رژیم بیش از ۲۳ مطلب وبلاگی و چندین ویدئو جهت تشویق مردم [جنبش سبز] به شرکت در نمایش حکومتی انتخابات منتشر کرده و از آنها میخواهد که به شعور خود توهین کرده و به یکی از ضد ایرانی‌ترین و افراطی‌ترین مذهبیون موجود رای مجدد دهند.
در آخرین پیشنهاد خود، مهدی خزعلی از طرفداران جنبش سبز میخواهد که برای نشان دادن اعتراض خود به حکومت، در بعد از ظهر روز انتخابات در حوزه‌های مطرح رای گیری در تهران که پوشش رسانه‌ای خوبی توسط صدا و سیمای حکومت در آنها صورت میگیرد حضور یابند. مشخص نیست این طرح چگونه میتواند به نفع مخالفان تمام شود؟ چگونه میتوان مخالفان را از موافقان تشخیص داد؟ اتفاقا به نظر من این کار دقیقا به نفع حکومت است. چون با حضور در این شعبه‌هایی که به طور مکرر تصاویر آنها در تلویزیون پخش میشود، حکومت به راحتی میتواند حضور مردم را پرشمار نشان داده و آن را دلیلی بر تایید رژیم از سوی مردم و محبوبیت حکومت در نزد مردم معرفی نماید!
تاکنون دهها وبلاگ‌نویس [از جمله خود من] و فعال سیاسی شناخته شده به طرح اخیر مهدی خزعلی اعتراض و با دلایل منطقی نشان داده‎اند که به دلیل ماهیت غیر دموکراتیک انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی و سابقه تقلبها و جا به جایی‎های گسترده در آرای مردمی در انتخابات پیشین، حضور در پای صندوق‎های رای به هر دلیلی که باشد تنها و تنها در راستای منافع رژیم بوده و نتیجه‎ای جز فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه‎های حکومتی جهت سوء استفاده از حضور مردم به نفع خود نخواهد داشت. اما خزعلی علیرغم همه این مخالفتها و دلایل منطقی، همچنان حتی بلندتر از رسانه‎های حکومتی بر طبل انتخابات میکوبد! این رفتار خزعلی حتی گمانه‎زنی‎ها و سوالاتی را درباره اهداف احتمالی به زندان افتادن و سپس آزادی وی در آستانه انتخابات حکومتی و نیز واقعیت پشت پرده اعتصاب غذای او مطرح کرده است. در این راستا ۲ سوال اصلی به ذهن میرسد و آن اینکه:
** آیا بازداشت ظاهرا وحشیانه مهدی خزعلی توسط وزارت اطلاعات، اعتصاب غذای ظاهرا طولانی مدت وی در زندان و حکم زندان و تبعید ظاهرا طولانی مدت او [که البته اجرا نشده است!]، پروژه‎ای جهت اپوزیسیون سازی از وی و تلاشی برای افزایش هوشمندانه سطح محبوبیت او جهت بهره برداری در آینده به نفع حکومت نبوده است؟!
** اکثر اعتصاب غذا کنندگان حداکثر بین ۵۰ تا ۶۵ روز دوام می‌آورند. رکورد اعتصاب غذا در دست یکی از ناراضیان ایرلندی است که در دهه ۸۰ میلادی پس از ۷۳ روز اعتصاب غذا جان خود را از دست داد. بابی ساندز ناراضی مطرح پس از ۶۶ روز اعتصاب غذا جان سپرد. مهدی خزعلی ادعا میکند که ۷۰ روز در اعتصاب غذای تر و خشک بوده است! با توجه به تاریخچه اعتصاب غذا کننده‌گان در طول تاریخ چگونه میتوان پذیرفت که فرد پس از چنین اعتصاب غذای طولانی، پس از آزادی بلافاصله فعالیت‌های روزانه خود را از سر گرفته و هر هفته به کارهای طاقت فرسایی چون کوهنوردی نیز بپردازد؟! آیا فرد به هیچ زمان فرجه‌ای برای بازیابی قوای تحلیل رفته و جبران وزن نیاز ندارد؟!
اصرار خزعلی بر حرف خود مبنی بر حضور مردم در انتخابات علیرغم مخالفتهای گسترده، احتمالات زیر را به ذهن متبادر میسازد:
 ۱- آزادی مهدی خزعلی از زندان و کاهش احتمالی محدودیت‌ها بر انتشارات حیان در آینده، مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی از طریق فریفتن گروههایی از جنبش سبز بوده است (+).
 ۲- به دلیل افول جنبش سبز [به ویژه بر اثر سرکوب شدید حاکمیت]، مهدی خزعلی نسبت به متنفع شدن از به نتیجه رسیدن جنبش در آینده نزدیک نا امید گشته و بر آن شده است که همراستا با منافع اصلاح‌طلبان از محبوبیت پس از اعتصاب غذای اخیر خود استفاده کرده و با تشویق معترضان به حضور در انتخابات از آن به عنوان اهرم فشاری بر حاکمیت جهت ورود مجدد اصلاح‌طلبان به بدنه قدرت استفاده کند. بر طبق این احتمال، پیشنهاد مهدی خزعلی با هماهنگی با اصلاح‌طلبان و در راستای تحرکات اخیر محمد خاتمی و دیگر اصلاح‌طلبان حکومتی در رای دادن در روز ۱۲ اسفند و نیز اعلام برنامه جهت شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری صورت میگیرد. (+)
 ۳- به زندان افتادن، اعتصاب غذا و نیز حکم طولانی مدت مهدی خزعلی همه و همه سناریوی از پیش طراحی شده وزارت اطلاعات برای اپوزیسیون سازی از وی و محبوب کردن او در نزد بدنه جنبش سبز جهت بهره برداری در آینده به نفع رژیم بوده است. دعوت دنباله‌دار وی به حضور در انتخابات با متوسل شدن به انواع ترفندها در این راستا ارزیابی میگردد.
ممکن است هر سه احتمال بالا غلط باشد و مهدی خزعلی فقط یک طرح ساده و مضحک را مطرح کرده باشد اما این اصرار وی بر طرح خود با علم به تقلب در انتخابات و جا به جایی آرا و تلاش شبانه روزی وی در تشویق مردم به حضور در انتخابات حکومتی علیرغم مخالفتها و اعتراضهای منطقی، درست بودن دستکم یکی از احتمالات بالا را تقویت میکند.
- توضیح: وقتی با معدود طرفداران پیشنهاد خزعلی صحبت میکنم و با آنها دلایل مخالفت خود با طرح وی را در میان میگذارم، به جای شنیدن پاسخ منطقی، مرتبا با مغلطه بحث را منحرف کرده و اعتصاب غذای او را به رخ من میکشند! گویی که من یا بقیه مردم از خزعلی خواسته بوده‌اند یا کسی او را مجبور کرده بوده که اعتصاب غذا کند. اگر کسی صادقانه تصمیمی گرفته است و به نشانه اعتراض دست به اعتصاب غذا زده است، تصمیم خودش بوده، چرا منتش را بر سر ما میگذارید؟! وانگهی اعتصاب غذا، زندان رفتن و حتی مرگ یک نفر به معنای این نیست که نتوان هیچ گونه انتقادی از او کرد و دیدگاه‌ها و اظهارات او را نقد نکرد! چرا به دنبال بت سازی از افراد هستید؟! من به شخصه هیچ نظر غیر منطقی را نمیپذیرم از سوی هرکسی که صادر شده باشد!

هیچ نظری موجود نیست: