تلاش عادل فردوسيپوربراي فرياد زدن محبوبيت خود و برنامهاش

- محبوبترين برنامه تلويزيون دولتي ايران، به ابتكار مجرياش در يك سال اخير در مسيري گام برداشته است كه نميتوان نگران آن نبود. آنچه در حال حاضر بر نود ميگذرد و آشكارا آن را از مسير اصلياش منحرف كرده، نمايش قدرتهاي بيپايان عادل فردوسيپور است كه اين روزها از هر فرصتي براي فرياد زدن محبوبيت خود و برنامهاش سود ميبرد. ورژن جديد عادل، فرسنگها با آن مجري متواضع و كمادعايي كه خودش را وقف پيشرفت برنامه چالشياش و نيز كاهش معضلات فوتبال ايران ميكرد فاصله گرفته و حالا تبليغ تمايلات او، اعتقادات شخصياش و سليقه فوتبالي و مديريتياش تبديل به گلدرشتترين قسمتهاي اين برنامه شده است. فردوسيپور اين روزها، ديگر وسواس گذشته را براي انتخاب جملات و كلماتش به خرج نميدهد. اين اوست كه با اتكا به قدرت و شهرتش ميتواند روي صندلي قلمرو غيرقابل نقدش تكيه بزند و تكليف تعيين كند؛ از لزوم حمايت همهجانبه از كفاشيان بگويد و به جاي مصاحبه با او، در قامت پدري مهربان يا معلمي دلسوز براي رييس فدراسيون فوتبال خطابه كند، رأسا تشخيص بدهد كه عزيز محمدي «كاري» و سالم بوده، ناگهان بدون تحقيق كافي چوب حراج به آبروي افشاريان بزند و بعد از آشكار شدن اشتباهش فقط بلند بلند بخندد، دو سال بعد از بحث انتقال تيمها كماكان در هر برنامهاش از مدافعان آن بحث انتقام بگيرد، هر هفته هزار بار اصليت «رفسنجوني»اش را به رخ بكشد و به عوض گفتوگوي منطقي و عادلانه با سجادي، او را زير آوار حملات كلامياش درهم بكوبد و با كفزدنهاي مشمئزكننده مهمانان غيرورزشياش مواجه شود. نه؛ اين عادل فردوسيپور تغيير كرده است. اين را بايد همان زماني ميفهميديم كه از قدرتش در بستن پرونده حميد استيلي با يك نظرسنجي سخن گفت و مخاطبانش را بهتزده كرد.
- فرض اساسي اين است كه عادل فردوسيپور گاهي مجبور ميشود براي گوشزد كردن ضريب نفوذ نود به مديران سازمان و تضمين بقاي برنامه جنجالياش، روي استقبال مخاطبان مانور بدهد و شدت علاقه تماشاچيان را به رخ كانونهاي قدرت در جامجم بكشد، اما آيا واقعا خود عادل حس نكرده كه در اين مسير، دچار افراط و تندروي شده است؟ تكيه بيش از حد او به ويديوهاي ارسالي مردم با مضمون تبليغ نود، شأن برنامه انتقادي و آبرومند وي را تا سطح شوهاي عامهپسند ماهوارهاي كه تصاوير پرشمار كنار درياي بينندگان يا شبنشينيهاي خانوادگي تماشاچيانشان را با آهنگهاي شش و هشت روي آنتن ميبرند تقليل ميدهد، اما عادل مصر است كه حتي با تحمل چنين هزينهاي، ثابت كند كلي خاطرخواه دارد. تمناهاي بيپايان او براي جذب SMS و بالا بردن حجم مشاركت پيامكي بينندگان كه گاهي حتي رنگ و بوي «التماس» هم به خودش ميگيرد، بيش از هر چيز ديگري نشان ميدهد دغدغه تيراژ گريبان عادل را گرفته؛ تا آنجا كه او پخش تيزر مسابقه پيامكياش براي دهمينبار را به مصاحبه با مسعود شجاعي يا پيگيري بحث مشكلات درون تيمي شاهينبوشهر ترجيح ميدهد.
- اين گيشهايترين فردوسيپور تاريخ است، وگرنه چه ضرورتي وجود داشت مجري نود دست نياز به سمت سه كمديباز و كمديساز كاملا غيرفوتبالي دراز كند تا به كمك شلوغكاريهاي اين عناصر «بفروش»، به گرماي برنامهاش بيفزايد؟ انصافا اگر برنامه هفت مثلا به بهانه فرا رسيدن آخر سال از سه ستاره فوتبالي بيگانه با سينما دعوت به عمل ميآورد و آنها هم تا ميتوانستند براي جيراني بهبه و چهچه ميزدند، خود عادل چه قضاوتي در اين مورد انجام ميداد؟ او اين روزها آنقدر جنبه بازاري و تجاري به كارش داده كه صندلي اولين ميهمان سال 91 برنامهاش را به ثابتترين شركتكننده مسابقات نود اختصاص ميدهد و تازه اعلام ميكند بهزودي از 10 نفر برتر اين حوزه تقدير خواهد شد! واقعا چرا عادل تصور ميكند نفس شركت بينندهها در همه مسابقات پيامكي او فضيلت است؟اين همه شوق و ذوق فردوسيپور و اصرارش در ستايش از آنهايي كه در صددرصد مسابقات سال قبل شركت كردهاند به خاطر چيست و چرا او قصد دارد به مخاطبانش پيغام بدهد كه تحت هر شرايطي در اين رقابت شركت كنند؟ واضح است كه هر سوالي ميتواند علاقه، حساسيت يا دغدغه بخشي از هواداران فوتبال را تحريك كند. با اين وصف، اتفاقا كساني كه وقتي نظر يا موضع خاصي ندارند ترجيح ميدهند سكوت كنند، رفتار عالمانهتري انجام دادهاند و بيشتر شايسته تمجيد به نظر ميرسند. قطعا خود عادل هم از اين واقعيت ساده آگاه است، اما افسوس كه آقاي مجري جذب مخاطب بيشتر را اولويت اول و آخر اين روزهايش قرار داده است. قطعا به همين دليل هم هست كه او بعد از مدتي ركود، ناگهان كيفيت فوتباليستهاي دهههاي 60، 70 و 80 ايراني را در معرض نظر مخاطبانش قرار ميدهد و 3 ميليون SMS ميگيرد، در حالي كه بخش بسيار بزرگي از بينندگان او اصلا بازيكنان دهه 60 را نديدهاند!
- كاش عادل به ياد بياورد كه مقبوليت او و بقايش در كانون توجهات عمومي، درگرو نان قرض دادنهاي رامبد جوان و حبيب رضايي نيست يا ربطي به قرائت SMS مريلا زارعي روي موبايل سروش صحت ندارد. فردوسيپور اگر تبديل به يكي از محبوبترين ستارههاي ورزش ايران شد، مهمترين دليلش اين بود كه مردم حس ميكردند او بدون ادعا و تبليغ خودش، همه انرژياش را خرج فوتبال كشورش ميكند. در روزهايي كه اثري از موبايلهاي دوربيندار وجود نداشت و پاي مسابقه پيامكي هم در ميان نبود، عادل بدون انبوه منم منم كردنهاي كنونياش به نود رنگ دوستداشتنيترين برنامه تلويزيون را بخشيد. كاش او قدر اين فضا را بداند و به ياد بياورد كه در دوران معاصر نيز بالاترين سطح همدلي با وي زماني پديد آمد كه SMSهاي برنامهاش قطع شده بود و اثري از فخرفروشي به ميليونها پيامك ارسالي وجود نداشت.
- منبع :یک مشت یاداشت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر