۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

جمهوری اسلامی بهترین دلیل بر عدم وجود خدائی است عادل.

      می‌گویند دنیا دارای خدائی است عادل که بندگانش را با یک چشم نگاه می‌کند، می‌گویند او بر هر کاری قادر است و همواره از کوچکترین حرکت ما آگاه؛ بگذریم از اینکه چرا این خدا ما را به چشم بنده‌ی خویش نگاه می‌کند و می‌پذیریم که انسان باید همواره مطیع موجودی فرازمینی باشد که برای رسانیدن پیام خویش به بندگانش انسانهائی را گزینش کرده است؛ اگر چنین است، چرا در برابر شخصی که خود را نماینده‌ی او  در زمین می‌داند و خویش را ولی امر تمامی الله‌پرستان گیتی می‌نامد تا این اندازه خود را مستأصل می‌بیند و موضعی انفعالی را اختیار نموده است،  یا این شخص نماینده‌ی دین او بر زمین هست یا نیست؛ اگر هست پس عدالت او زیر سؤال خواهد رفت و اگر نیست پس چرا واکنشی از خود نشان نمی‌دهد؟ او صبور است؟ اگر چنین است، آیا با عدالت سازگار می‌باشد که نسلی فدای شکیبائی جناب خدا بگردند؟ آیا این عدالت خداوندی است که همیشه باید آخوند بهترین و بیشترین استفاده را از دسترنج ایرانیان بنمایند؟ آیا این عدالت است که خدا مردم را مجبور نماید که 20% اموالشان را به چنین انسانهای انگل‌گونه بدهند تا بجایشان در دین الله تفکر نمایند؟
    البته ممکن است عده‌ای خداباور بگویند که الله خدای واقعی نیست، این ادعا تقریبا عذری است بدتر از گناه؛ چرا خدای واقعی ساکت است؟ 
       شاید گفته شود که این بلا را خودتان در سال 57 بر سر خویش آوردید؟ اما باز پرسشی به ذهن می‌رسد؛ اگر من نوعی که یکی از مسببین این انقلاب بودم، گناه جوانان امروز چیست که باید بسوزند و بسازند و یا آواره‌ی دیار غربت شوند؟ آیا این همان عدالت خدائی است که تقاص گنه‌کاران را بی‌گناهان پس دهند؟:
گنه کرد در بلخ آهنگری     به شوشتر زدند گردن مسگری

 http://00ir.blogspot.co.uk

هیچ نظری موجود نیست: