۱۳۹۱ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

جمشید از درون بطری مشروب به صورتم اسید پاشید

خبرگزاری هرانا - گزارش‌ها حاکی از آن است که مردی به نام "جمشید" در اولین روز سال ۱۳۹۱ در بلوار تهرانسر، پس از شنیدن پاسخ منفی از سوی دختر مورد علاقه‌اش، به صورت وی اسید پاشیده است.
روزنامه‌ی جام‌جم در این خصوص نوشت: "ساعت ۴۵‌ :۱۸ اول فروردین مردی با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ تهران تماس گرفت و از وقوع یک فقره اسیدپاشی در بلوار اصلی تهرانسر خبر داد. ماموران انتظامی با حضور در محل حادثه متوجه شدند، دختر جوانی از ناحیه ۲ چشم و صورت دچار سوختگی شده و به بیمارستان شهید مطهری انتقال یافته است. با وقوع این حادثه پرونده‌ای تشکیل و تحقیقات ماموران اداره ۱۶ آگاهی تهران در این ارتباط آغاز شد."
بر اساس این گزارش، دختر جوان در تشریح ماجرا گفت: "مدتی پیش با جوانی به نام جمشید آشنا شدم. او چند بار به خواستگاری‌ام آمد اما خانواده‌ام که درباره وضعیت خانوادگی وی تحقیق کرده و متوجه شدند، جمشید یک فرد شرور و سابقه‌دار است، با این وصلت مخالفت کردند. من نیز با اطلاع از این موضوع از ازدواج با او منصرف شدم. با او تماس گرفتم و خواستم برای همیشه مرا فراموش کند اما او حاضر به جدایی نبود و تهدید می‌کرد اگر با او ازدواج نکنم به خانواده‌ام آسیب می‌رساند."
دختر مصدوم گفت: "عصر روز حادثه جمشید با من تماس گرفت و خواست در بلوار تهرانسر او را ببینم تا آخرین حرف‌هایش را با من بزند و تهدید کرد در غیر این صورت به من و خانواده‌ام آسیب می‌رساند. از ترس جان خانواده‌ام به دیدار مرد جوان رفتم. با دیدن جمشید که یک بطری در دست داشت، ترسیدم و از او فاصله گرفتم. در همین موقع او با ادعای اینکه درون بطری مشروبات الکلی است، در آن را باز کرد و به صورتم پاشید."

۲ نظر:

ناشناس گفت...

به نظرم این مرد باید قصاص بشه .. هر چند که این حکم غیر انسانی بنظر میرسه اما برای افراد شروری مانند جمشید مایه عبرت است .

ناشناس گفت...

سلام من واقعا از دیدن وشنیدن این صحنه ها دلم به دردمیادوبرای این مرز وبوم تاسف میخورم بااین شرارتها با این رفتار زشت به جز بردن آبروی خودمون که ادعای فرهنگ داریم وبه اسم غیرت هرکثافت کاری میکنیم ونابودی افرادی مانند این دختر وآمنه بهرامی وطاهره و...چه سودی میبریم آخه به کثافتها میگن عاشق؟1انسان حتی کافر حقش نیست که 1عمربا این زجر زندگی کنه به نظرم اول بایدتوصورت این مرد تف کرد وبعد بایدکاری کرد که عبرت سایرین بشه.حیف اکسیژنی که تو هدر میدی وحیف خاکی که قراره بریزن روی نعشت